سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
214
تاريخ ايران ( فارسى )
و شايد تحمل ناپذير بوده است . اما از طرف ديگر موانع و نظارتهاى سابق الذكر در كار بود كه ساتراپ را مجبور ميكرد از حدود معمولى تجاوز نكند و در حفظ امنيت و ترقى وسائل ارتباط و آمدوشد بكوشد و نيز بايد بخاطر داشت كه در هركشور طبقات پست معتاد بودند كه بحكمرانان خود ماليات گزاف بپردازند . علاوه بر اين ، ترتيبات مذكوره عايدات مرتبى براى پادشاه مقرر مينمود كه ايشان را از تقاضا و اخذ وجوه فوقالعاده مستغنى ميساخت . در هرحال اين ترتيب جديد از اوضاع سابق بر آن بمراتب بهتر و سهلتر بود و چنان كه ماسپرو اشعار نموده نقص عمدهء آن از جهت تأسيسات جنگى بوده است چه داريوش جماعتى مستحفظين خاصه داشت كه عبارت بودند از دو هزار سوار و دو هزار تن پياده و نيزههاى آنها گويهائى از طلا و نقره داشت و در دنبال آن جماعت ده هزار نفرى بودند كه جاويد خوانده ميشدند و منقسم بده فوج بوده و فوج اول آنان نيزههاى مزين به گوىهاى طلا به شكل انار داشتند . اين جماعت مستحفظين مايه و مركز قشون شاهنشاهى بودند كه لشكريان پارس و ماد و پادگان مراكز مهمهء مختلفه به آنها ضميمه شده سپاه شاهنشاهى را تشكيل ميدادند و اين غير از لشكريان خاصهء هرمحل بود . هرگاه جنگ بزرگى پيش ميآمده است قشونهاى تربيت شده كه از حيث زبان و طريقهء محاربه و لباس و اسلحه باهم تفاوت داشتند جمعآورى مينمودند و همين بىترتيبى قشون بود كه بالاخره باعث سقوط دولت پارس گرديد . راه شاهى داريوش مانند اكثر تاجداران بزرگ اهميت طرق و سهولت رفتوآمد را درك نموده چنان كه مىبينيم ما بين سارد و شوش راه شاهى ساخته و بوسيلهء آن راه صاحبمنصبان و كارگذاران دولت با دربار مراوده مينمودند . مساحت اين راه تقريبا هزار و پانصد ميل بوده و مسافر پياده آن را در ظرف سه ماه مىپيموده است ولى چاپار و قاصدهاى سوارهء سريع السير در مشرق براى كارهاى فورى و فوتى كه پيش ميآمد اين مسافت را مدت پانزده روز طى مينمودند . جادهء مزبور كه چون يحتمل باستثناى جاهاى باطلاق و لجنزار و نيز قسمت تپه و كوه بقيهء آن ساخته نشده بلكه طبيعى بوده است از وسط فريگيه عبور كرده در گذر كردن از